غرب چگونه «شرق» را شناخت؟ و آیا آنچه از شرق میشناخت، واقعاً خودِ شرق بود یا تصویری بود که طی قرنها توسط نویسندگان، پژوهشگران، جهانگردان، نقاشان، سیاستمداران و رسانههای غربی ساخته شده بود؟
ادوارد سعید، روشنفکر و منتقد ادبی فلسطینی-آمریکایی، در کتاب مشهور خود «شرقشناسی» یکی از مهمترین پرسشهای قرن بیستم را مطرح کرد: دانش چگونه میتواند با قدرت پیوند بخورد؟
از نظر سعید، مسئله فقط این نبود که غرب دربارهٔ شرق کتاب نوشته است. مسئله این بود که مجموعه عظیمی از نوشتهها، تصاویر، نقشهها و پژوهشها بهتدریج تصویری مشخص از «شرق» ساختند؛ شرقی که اغلب مرموز، سنتی، غیرعقلانی، عقبمانده و متفاوت از «غرب مدرن» به تصویر کشیده میشد.
اما آیا میتوان مردمی با صدها زبان، فرهنگ، تاریخ و شیوه زندگی متفاوت را زیر یک عنوان کلی به نام «شرق» قرار داد؟
سعید معتقد بود وقتی یک قدرت بزرگ توانایی تعریف و توصیف دیگری را به دست میآورد، این تعریف صرفاً یک توصیف بیطرفانه نیست. گاهی آنقدر تکرار میشود که کمکم جای خود واقعیت را میگیرد.
این مستند بسیار مهم، فرصتی است برای شنیدن مستقیم دیدگاههای خود ادوارد سعید دربارهٔ نظریهای که نگاه ما به رابطهٔ غرب و شرق، دانش و قدرت، و «ما» و «دیگری» را برای همیشه تغییر داد.
آیا ما واقعاً دیگران را همانگونه که هستند میشناسیم، یا آنها را از پشت تصاویری میبینیم که دیگران برایمان ساختهاند؟
دیدگاهی ثبت نشده!!!